فاصله ماندن و رفتن؛ آغوشی که دریغ شد:
در علوم اعصاب، آغوش کمتر از ۲۰ ثانیه، اکسیتوسین آزاد میکند که همان گیرندههای درد هیجانی را مهار میکند؛ محرومیت از لمس، ناحیهٔ قشر کمربندی قدامی مغز را فعال میکند که دقیقاً همان منطقهٔ سوختن جسمی است. یعنی مغز «آغوشِ دریغشده» را مثل زخم فیزیکی ثبت میکند، نه یک خاطرهٔ ساده. حالا اگر آن آغوش را میگرفتی، هنوز «رفتن» انتخاب میشد؟
راهکار:
آغوشِ دریغشده یک «نمیمانم» بدون کلام است؛ نبودِ همان لحظه، ابهامِ بین ماندن و رفتن را حل کرد. شأن این متن در این است که از نبودِ یک اتفاق، یک نقطهٔ پایان میسازد.