از بین رفتن اعتماد وقتی نجاتدهنده، تاریکی میشود:
وقتی کسی از تاریکی نجاتت میدهد، مغز دوپامین و اکسیتوسین آزاد میکند و «منجی» را با امنیت شرطی میسازد. اگر همان شخص بعداً منبع ترس شود، سیستم عصبی دچار «بازآموزی ترس» میشود: بدن دیگر نمیتواند عشق و خطر را از هم تفکیک کند. این همان سازوکار سندرم استکهلم است: وابستگی به کسی که هم پناه است هم زندان. آیا این الگو را در روابط بعدیات بازتولید میکنی؟
راهکار:
این جمله فقط درباره خیانت نیست؛ درباره «نورِ قرضی» است. بعضی آدمها از تاریکیِ دیگران برای روشن دیدهشدن استفاده میکنند. شاید او تو را نجات نداد؛ فقط برای لحظهای کنار آمدنت در تاریکی، چراغ قرض گرفت.