آدمها مثل پول میآیند و میروند:
در روانشناسی شناختی، پدیدهٔ «خطای هزینه غرقشده» باعث میشود روی آدمهایی که مثل پول نقد از دستمان میروند، بیشتر حساب کنیم تا روی رابطههای ماندگار. از طرفی اصل «کمیاَبی» میگوید مغز به هر چیزی که ورود و خروجش ناگهانی است، ارزش کاذب میدهد. اقتصاد رفتاری هم نشان میدهد روابط انسانی با منطق نقدینگی پردازش میشوند: آدمِ در دسترس مثل اسکناسِ نقد، بیواسطه خرج میشود و آدمِ دور مثل چکوعده، هیجان میآفریند اما نقد نمیشود. اگر رابطهها تراکنش باشند، تو بانک مرکزیِ چه کسی هستی؟
راهکار:
آدمها را با اسکناس مقایسه کردی؛ اما اسکناس بعد از رفتن، دستِ دیگری را گرم میکند و گاهی دوباره به تو برمیگردد. شاید تفاوت اصلی این است که پول بدهکارِ هیچ خاطرهای نیست، ولی آدمها با هر رفتوآمد، ردّی از خودشان روی ما میگذارند.