آدمهایی که بغل کردم و لبههای تیزشان:
معمای جوجهتیغی شوپنهاور را یادت بیاور: در سرما، جوجهتیغیها به هم نزدیک میشوند تا گرم بمانند، اما خارهایشان همدیگر را میآزارد. پس فاصلهای مییابند که نه سردشان باشد نه زخمی. هر صمیمیتی با هزینهٔ تماس همراه است؛ لبهها بخشی از همان گرما هستند. آیا تا به حال لبههای کسی را بدون قضاوت لمس کردهای؟
راهکار:
لبهها یعنی هنوز چیزی برای دفاع دارند؛ هر آدم تیزی جایی زخم خورده. شاید بغل کردن یعنی دیدنِ تیغهها و انتخابِ لمسِ همان نقطه.