چرا هرچه آدمها را بیشتر میشناسم، به ماشین علاقهمندتر میشوم؟:
تحقیقات روانشناسی به «سوگیری اتوماسیون» اشاره میکند: انسانها به خطای ماشین بیشتر از خطای انسان اعتماد میکنند؛ در آزمایشی، افراد حتی وقتی نشانههای واضح خطا را میدیدند، همچنان به مسیریابی اشتباه ربات پایبند ماندند. این ترجیح ریشه در ترس از قضاوت اجتماعی دارد؛ ماشین نه نقد میکند، نه خسته میشود، نه پیشینهٔ عاطفی میسازد. پس جملهات توصیف مکانیزم دفاعی مغز در برابر پیچیدگی انسانی است. آیا این عشق به ماشینها نوعی فرار از صمیمیت نیست؟
راهکار:
یک گسترش جذاب: این جمله را برگردان و پارادوکس بساز: «هرچی ماشینها را بیشتر میشناسم، دلم برای آدمهای سادهتر تنگ میشود.» میتوانی نسخهٔ خودت از این پارادوکس را برای کاربران بگذاری.