پشیمونی از خوبی کردن به آدمای نااهل:
در روانشناسی به این حالت نزدیک به «آسیب اخلاقی» میگویند؛ یعنی وقتی حسن نیت شما با سوءاستفاده یا بیاعتنایی طرف مقابل جواب میگیرد، مغز سناریوی بدیل میسازد: «اگر بد بودم شاید اذیت نمیشدم». این نوعی پشیمانی وارونه از رفتار خوب است، نه از رفتار بد. در نظریه بازیها هم استراتژی نیکی بیقید و شرط در جمعیت مختلط پایدار نیست؛ برای بقای همکاری، گاهی باید هزینهی سوءاستفاده بالا برود. مرز بین مهربانی و خودویرانگری کجاست؟
راهکار:
این حس را میشود از زاویه «مرزگذاری» دید: پشیمانی از بد نکردن، در واقع سیگنال این است که مهربانی بدون شرط، در رابطهای نابرابر مصرف شده. شاید نسخهی مدرن ضربالمثل «نمک خوردن و نمکدان شکستن» باشد.