خورد قلبم ترک؛ چرا آدمها فقط از دور خوشگلن؟:
پدیدهای که توصیف میکنی در روانشناسی اجتماعی به «خطای هالهای از فاصله» نزدیک است: مغز در نبود دادههای واقعی، جاهای خالی را با تصورات مطلوب پر میکند تا ابهام را کاهش دهد. جذابیتِ از دور، محصول واقعیت نیست؛ محصول کمبود اطلاعات است. از طرفی اثر آشنایی نشان میدهد مغز چهرههای آشنا را حتی بعد از دیدن نقصها بهتر پردازش میکند؛ یعنی نزدیک شدن تصویر را خراب نمیکند، فقط آن را از وضوح خیالی به وضوح واقعی تبدیل میکند. اگر نزدیک شدن تصویر را خراب میکند، چرا مغز ما همچنان صمیمیت میخواهد؟
راهکار:
ترکهای آدمها را فقط از نزدیک میشود دید؛ شاید مشکل از نزدیک شدن نیست، از انتظار بینقصبودن است. نزدیک شدن تصویر را خراب نمیکند، خیال را زمین میگذارد.