زندگی بعد از تو؛ وقتی همهچیز تازه شروع شد:
مغز آدمها گذشته را مثل فیلم پیوسته ضبط نمیکند؛ هر بار که به خاطره قبلی دسترسی پیدا میکنیم، آن را دوباره میسازیم. وقتی شیفتگی شکل میگیرد، سیستم پاداش مغز دوپامین ترشح میکند و اتفاقات بعد از آن بهعنوان «مرز خاطره» کدگذاری میشوند؛ به همین دلیل، قبل از او انگار در مه گم شده و بعد از او احساس شروعِ مطلق دارد. این مرز را مغز ساخته است، نه تقویم. سؤال این است: اگر او نبود، باز هم چنین نقطهای در روایت زندگیات ساخته میشد؟
راهکار:
گسترش طبیعی این جمله، مشخص کردن همان «همهچیز» است؛ مثلاً اولین عادت، اولین لبخند یا اولین انتخابی که بعد از او رنگ تازهای گرفت.