کارما در جدایی؛ آدمی که خودش میرود دیگر برنمیگردد:
در عصبشناسی، «فراموشی قصدی» یعنی مغز برای محافظت از روان، خاطرات وابستگی را کمرنگ میکند؛ به همین دلیل فردی که خودش رابطه را تمام کرده، معمولاً بازگشت را نهتنها غیرممکن که حتی «نامرئی» میبیند. کارما اینجا بهجای تنبیه، یک مکانیسم بقاست. سوال تلخ: آیا منتظر ماندن، تو را به آدمی که رفته نزدیکتر میکند یا فقط به تصویری که مغزت ساخته؟
راهکار:
میشود این را طور دیگر دید: رفتنِ کسی که خودش رفته، نه شکست کارما بلکه پایانِ یک نسخهی مکتوب است؛ نسخهای که تو دیگر در آن بازیگر نیستی، فقط مخاطبِ صحنهای شدهای که آزادت کرده.