آدمهایی که فقط در قلب ما میمانند و در زندگیمان نه:
مغز آدمهای مهم را به شکل شبکهای از نورونها ذخیره میکند؛ حتی بعد از قطع رابطه، دیدن یک بو، عکس یا آهنگ همان مسیر عصبی را فعال میکند و احساس حضور بازمیگردد. این پدیده «بازهمحوری حافظه» نام دارد و نشان میدهد تصور ذهنی از یک نفر، همان نواحی مغز را درگیر میکند که حضور واقعی او. پس «در قلب ماندن» فقط یک استعاره نیست؛ یک واقعیت عصبشناسی است.
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهای دیگر هم دید: ماندن در قلب به معنای شکست نیست؛ یعنی همان رابطه، شکل تازهای پیدا کرده است. پیشنهاد میکنم برای آن آدم یک یادداشت کوتاه از خاطرههای خوب بنویسی و آن را جایی نگه داری؛ نه برای رها کردن، بلکه برای پذیرفتن اینکه بعضی عشقها فقط باید خاطره بمانند تا زندگیمان را مسموم نکنند.