اشک آدم مغرور؛ وقتی غرور در برابر احساسات میشکند:
اشک عاطفی از نظر زیستشناسی یک سیگنال اجتماعی و تنظیمکنندهٔ عصبی است؛ هنگام گریه، بدن کورتیزول اضافی را دفع و سیستم پاراسمپاتیک را فعال میکند. در مطالعات، گریهٔ ناشی از احساسات، تنها در انسانها و با اشکهای دارای پروتئین پرولاکتین دیده شده و به عنوان مکانیسمی برای بازگرداندن همایستایی هیجانی تکامل یافته است. جالبتر: کسی که به غرورش معروف است، مغزش تهدید به «خودِ اجتماعی» را همانند تهدید فیزیکی پردازش میکند و اشک، واکنشی فراتر از کنترل ارادی است. آیا اشک، آخرین سنگرِ غرور است یا نخستین نشانهٔ رهایی؟
راهکار:
این جمله را میتوان «آب شدن یخِ خودبزرگبینی» دید؛ نه نشانهٔ شکست، بلکه شروعِ دیدنِ خودِ واقعی. چنین لحظهای معمولاً آستانهٔ تحول درونی است، نه پایان راه.