بیاعتمادی به دیگران؛ وقتی درست فکر میکردم:
در روانشناسی، «خطای تأیید» دقیقاً همینجاست: وقتی یک باور منفی داری، مغزت تنها شواهدی را ثبت میکند که آن را تأیید کنند و موارد خلافش را فیلتر میکند. از نگاه نظریهٔ دلبستگی هم افرادی که طرحوارهٔ بیاعتمادی دارند ناخودآگاه آدمهایی را انتخاب میکنند که در نهایت همان الگو را تکرار کنند، چون ناآشنایی با امنیت، از خیانت ترسناکتر است. به همین دلیل بیاعتمادی فقط نتیجهٔ تجربه نیست؛ یک فیلتر فعال برای دیدن است. حالا سؤال تیز: اگر فردی واقعاً قابل اعتماد در زندگیت ظاهر شود، از کجا میفهمی که داری امنیت را رد میکنی یا درست تشخیص میدهی؟
راهکار:
این جمله را میتوان یک آینهٔ دوطرفه دید: گاهی بیاعتمادی نه به خاطر آدمها، بلکه به خاطر معیارهایی است که انتخاب میکنیم. وقتی کسی دقیقاً همان رفتاری را انجام میدهد که انتظار داریم، شاید به جای اثبات غیرقابلاعتماد بودن همه، نشانهای باشد از الگوی تکراری در انتخاب اطرافیان؛ تغییر معیار ورود آدمها به زندگی، از تغییر خودشان سادهتر است.