اطرافیانم بازیگرند؛ کارگردان زندگی من کیست؟:
در روانشناسی اجتماعی، اروینگ گافمن هر تعامل را یک اجرا میداند: ما روی صحنه نقش بازی میکنیم و پشت صحنه خود واقعیتریم. آلی هوخشیلد به این حالت «کار عاطفی» میگوید؛ اجرای مداوم نقش برای حفظ ظاهر، به فرسودگی میانجامد. در سینما هم بازیگر متد با تکنیک استانیسلاوسکی واقعاً احساس نقش را زندگی میکند، پس شاید همه مثل تو درگیر سناریواند نه ذاتاً دروغگو. اگر همه بازیگرند، فیلمنامه را چه کسی نوشته؟
راهکار:
از زاویهای دیگر: آدمهایی که «بازیگر» به نظر میرسند، اغلب طبق فیلمنامهای نانوشته از توقعات اجتماعی جلو میروند. شاید بهجای کارگردانی دیگران، بتوانی نویسنده و بازیگر اصلی صحنهی خودت باشی؛ آنوقت نقشها دیگر تو را غافلگیر نمیکنند.