حسرت ناشناخته ماندن: وقتی بهترینها غریبه میشوند:
پدیدهای در روانشناسی به نام «انتقال ایدهآلسازی» هست که میگوید ما در مواجهههای اولیه، کمبود دادهها را با پیشبینی ویژگیهای مثبت خودمان پر میکنیم. نتیجه این فرافکنی، ساختن نیمهخدایانی از گوشت و خون است. نکتهٔ تلخ: مدارهای عصبی که درد فیزیکی را پردازش میکنند، درست همانهایی هستند که با ناامیدی اجتماعی فعال میشوند. یعنی واقعاً «درد» میکند.
راهکار:
هر بار که کسی از آن تصویر ذهنیِ کاملت فاصله میگیرد، در واقع داری یک لایه از عینک واقعیت را برمیداری. این یعنی ذهن تو بهروزرسانی شده، نه اینکه چیزی را باخته باشی. آدمهای خوب هنوز خوبند، فقط دیگر خدا نیستند.