تو هیچوقت معمولی نبودی؛ من هم بعد از تو معمولی نمیشوم:
در روانشناسی به این «خودگستری» میگویند: وقتی به کسی نزدیک میشوی، مرزهای «من» تو جابهجا میشود و او در شبکهی عصبیِ هویتت کد میشود. پژوهشهای آرون نشان دادهاند که حتی پس از جدایی، مغز هنوز آن شخص را بخشی از خودت پردازش میکند؛ برای همین «معمولی نشدن» فقط ادبیات نیست، یک واقعیت عصبشناختی است. سؤال: اگر او بخشی از تو شده، کدام بخشش را میخواهی نگه داری؟
راهکار:
این جمله را میتوانی معکوس کنی: «او معمولی نبود چون تو او را خاص دیدی؛ و تو بعد از او معمولی نیستی چون او بخشی از تو شده است.» اگر این را بنویسی، از یک احساس شاعرانه به یک شناخت روشن از خودت میرسی.