وقتی هموطنکشی کینه میکارد: دلنوشتهای از جنس خشم:
در عصبشناسی، میل به انتقام، هسته اکومبنس مغز (مرکز پاداش) را فعال میکند و نوعی لذت آنی تولید میکند، اما در مقابل، ترشح کورتیزول را بالا برده و فرد را در چرخه مزمن خشم گیر میاندازد. در تاریخ باستان، قانون «لکس تالیونیس» در بابل دقیقاً بر اساس همین حسابگری احساسی شکل گرفت. آیا این تناقض، همان بذری است که چرخه خونخواهی را در جوامع قبیلهای جاودانه میکند؟
راهکار:
این تضاد عمیق همان نقطهای است که در فلسفه اخلاق به آن «تنفر موجه» میگویند؛ جایی که ترحم برای قربانی، خشونت برای مجرم را توجیه میکند. در روانشناسی اجتماعی، این پدیده در گروههای همبسته شدیدتر است، چون قتل یک هموطن، نهتنها یک فرد، که بخشی از هویت جمعی را نشانه گرفته است. جالب اینجاست که همین میل به مجازات، پایه اصلی نظامهای حقوقی مدرن را تشکیل میدهد، با این تفاوت که اجرای آن به نهادی بیطرف سپرده میشود.