عمار نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد درحالیکه حضرت خشمگین بود. علت را پرسید؛
حضرت فرمود: در کوچه مرد و زنی در حال دعوا کردن هستند و مرد بر سر زن داد میزند. برو بگو اگر این کار را تمام نکند علی با ذوالفقار خود میآید.
عمار رفت و دید دعوا بر سر خرید و فروش یک شتر است؛ آن مرد داد میزند و زن هم نمیتوانست با مرد مقابله کند.
عمار: علی(ع) فرموده اگر این کار را تمام نکنید با ذوالفقار میآیم.....
️
حضرت فرمود: در کوچه مرد و زنی در حال دعوا کردن هستند و مرد بر سر زن داد میزند. برو بگو اگر این کار را تمام نکند علی با ذوالفقار خود میآید.
عمار رفت و دید دعوا بر سر خرید و فروش یک شتر است؛ آن مرد داد میزند و زن هم نمیتوانست با مرد مقابله کند.
عمار: علی(ع) فرموده اگر این کار را تمام نکنید با ذوالفقار میآیم.....
️
1.5
مذهبی تاریخی ذوالفقار اخلاق اجتماعی تاودین عدالت علوی این روایت کوتاه، فراتر از یک ماجرا، نشاندهنده اهم...