دیدم به سر عمارتی مردی فرد
کو گِل بلگد می زد و خوارش می کرد
وان گِل با زبان حال با او می گفت
ساکن ، که چو من بسی لگد خواهی کرد️
کو گِل بلگد می زد و خوارش می کرد
وان گِل با زبان حال با او می گفت
ساکن ، که چو من بسی لگد خواهی کرد️
-
فلسفی شعر رباعی خیام چرخش تقدیر عبرت از سرنوشت لگد کردن گل پشت این صحنه، پدیدهای روانشناختی نهفته به نام «ش...