درد دوست نداشتن؛ وقتی کسی که دوستش داری طردت کند:
طرد شدن از سوی کسی که دوستش داری، در اسکن مغزی همان نواحی درد فیزیکی را فعال میکند؛ قشر کمربندی پیشین و اینسولا. بدن، شکست عاطفی را مانند یک آسیب واقعی ثبت میکند. پژوهشها نشان میدهند حتی استامینوفن میتواند شدت این «درد اجتماعی» را کم کند. اگر طرد عشق تا این حد فیزیولوژیک است، چرا همچنان آن را «بزرگنمایی احساسات» میدانیم؟
راهکار:
این جمله دربارهٔ تو نیست؛ دربارهٔ محدودیت احساسی اوست. روایت را از «من رد شدم» به «من انتخاب کردم کسی را دوست داشته باشم که نمیتوانست مقابلم بماند» تغییر بده. دردت سندِ زندهبودن احساسات توست.