اعتماد به خود از دست رفته: من حتی روی خودمم گارد گرفتم:
در روانشناسی شناختی، پدیدهای به نام «خودنگهبانی وسواسی» ثبت شده که در آن فرد چنان از خطا میترسد که حتی به نیتهای خود شک میکند. این الگو معمولاً از کودکی و در پی خیانت یا بیاعتمادی به مراقبان اصلی شکل میگیرد و به درون فرد منتقل میشود. نتیجه یک دوراهی عصبی است: شبکه مغزی هشدار (آمیگدال) شبکه پیشروی (قشر پیشپیشانی) را دشمن فرض میکند. خودت را تماشا میکنی که انگار غریبهای خطرناک است.
راهکار:
نگهبانی از خود در برابر خود، مثل قفلی است که کلیدش دست هیچکس نیست. در رواندرمانی، این وضعیت را «تفرق خود» مینامند: جایی که ناظر درون، بازیگر درون را تهدید میبیند. شاید به جای برچیدن گارد، فقط یک پرسش ساده از خودت کافی باشد: «از کدام بخش خودم میترسم؟»