اعتماد ارزان، بهای گران:
جالب است بدانید که از دیدگاه عصبشناسی، اعتماد کردن باعث ترشح هورمون اکسیتوسین در مغز میشود که حس همدلی و پیوند را تقویت میکند، اما همزمان بخش ارزیابی خطر (آمیگدال) را آرام میکند. این یعنی مغز ما ذاتاً طوری طراحی شده که برای اعتماد کردن پاداش دریافت میکند، حتی اگر بارها هزینهاش را پرداخته باشیم! به همین دلیل است که شکستهای عاطفی و خیانتها نمیتوانند این مدار عصبی را کاملاً غیرفعال کنند. حالا سؤال: آیا اعتماد یک خطای تکاملی است یا یک ضرورت برای بقا؟
راهکار:
اعتماد کردن همیشه یک معاملهی پرریسک است. از نگاه روانشناسی، اعتماد شبیه سرمایهگذاری است: گاهی سود میدهد، گاهی ورشکست میکند. نکته اینجاست که ارزش واقعی اعتماد را بعد از شکست میفهمیم، نه قبل از آن. شاید بهتر باشد اعتماد را مثل یک کالای لوکس ببینیم که باید به تعداد محدود و با احتیاط خرجش کرد.