چرا مردم به چیزهای غیرواقعی باور دارند؟:
نظریهٔ 'داستانهای مشترک' یووال نوح هراری میگوید: انسانها با باور به چیزهایی که وجود ندارند، تمدن ساختند. پول، ملت، و حقوق بشر همگی ساختهٔ ذهن هستند اما میلیاردها نفر را هماهنگ میکنند. آیا میشود تمدنی بدون این باورهای غیرواقعی داشت؟
راهکار:
نگاه شما نقد جالبی است، اما شاید بتوان از زاویهای دیگر هم نگاه کرد: بسیاری از مفاهیم کلیدی زندگی ما (مثل پول، ملت، یا حقوق بشر) وجود فیزیکی ندارند ولی جوامع انسانی را ممکن کردهاند. بهجای خندیدن، میتوان پرسید این باورها چه کارکردی در بقا و همکاری انسان داشتهاند؟