عاشق پول نیستم؛ عاشق کارهایی که با پول میشه کرد!:
تحقیقات روانشناسی اقتصادی نشان میدهد که خوشبختی درآمد، تا یک آستانه مشخص بالا میرود و بعد تقریباً ثابت میماند؛ اما مغز ما پول را نه برای عددش، بلکه برای «امکانهایی» که فراهم میکند دوست دارد. به این خطای ذهنی، «مطلقسازی پول» میگویند: ذهن، وسیله را با نتیجه اشتباه میگیرد. جالبتر اینکه فقط تصور پول، حس درد اجتماعی را کم میکند و حس استقلال را زیاد. پس عشق تو به پول در واقع عشق به آزادی است؛ اگر فردا پولت ناپدید شود، باز هم همان عاشق میمانی؟
راهکار:
این جمله در واقع یک پارادوکس شیرین است: انسان عاشق «امکانها»ست، نه خودِ کاغذها. میشود بهجای عذاب وجدان از پول، آن را ابزارِ انتخاب و آزادی دید.