وقتی عاشق شعر، دل به مرد بیذوق میبازد:
در روانشناسی رابطه، ابهامِ کلامی شریک عاطفی اغلب باعث افزایش ترشح دوپامین میشود؛ مغز ناتمامی را خطر یا پاداش میخواند و همان ندانستن، جذابیت میسازد. پژوهشهای فیشر نشان میدهند عشق رمانتیک فعالیت قشر پیشپیشانی را کم میکند؛ پس هرچه کمتر بتواند حرف بزند، بیشتر در خیالپردازی غرق میشوی. آیا سکوت، جایگزین صمیمیت است یا فرار از آن؟
راهکار:
این تضاد را میشود به پدیدهای شناختی گره زد: مغز عاشق اغلب نه برای شباهت، بلکه برای کاملکردن شکافهای ناخودآگاه جذب میشود؛ او عاشق کلمات است، پس مجذوب کسی شده که زبانش برای خیالپردازیهای او جای خالی میگذارد. شاید مردِ بیبیان، بومِ خالیِ روایتهای اوست.