عاشق چشمات بودن و اشک درآوردن؛ تناقض تلخ عشق:
قشر کمربندی قدامی مغز، درد فیزیکی و طرد عاطفی را در یک ناحیه پردازش میکند؛ برای همین «اشک درآوردن» بعد از «عاشق چشماتم» فقط کنایه نیست. پژوهشها نشان میدهد عشق رمانتیک مسیر پاداش دوپامینی را روشن میکند و خیانت یا فاصله، همان مدار را دچار افت ناگهانی میکند؛ درست مثل قطع یک ماده اعتیادآور. به همین دلیل است که تحسین و آزار میتوانند از یک دهان بیرون بیایند و هر دو واقعی حس شوند.
راهکار:
چشمها فقط برای تحسین نیستند؛ برای شستن غم هم هستند. کسی که میگوید عاشق چشمهایت است و بعد اشکت را درمیآورد، لزوماً دروغ نگفته؛ او عاشق همان لحظهی برق چشمهایت بوده، نه وقتی که بارانی میشوند. شاید همین تفاوت بین «دیدن» و «نگهداشتن» است که رابطهها را تلخ میکند.