عشق یکطرفه و قطاری که هرگز برنمیگردد:
پژوهشهای عصبشناسی نشان میدهد «عشق یکطرفه» در مغز مثل اعتیاد به قمار عمل میکند: دوپامین نه از داشتن معشوق، بلکه از «پیشبینی» رسیدن به او ترشح میشود. همان سیستمی که باعث میشود قمارباز دست از ماشین بازی برندارد، باعث میشود ما دنبال قطاری بدویم که ایستگاه بعدیاش معلوم نیست. جالبتر: خطای «هزینه هدررفته» (sunk cost fallacy) باعث میشود هرچه بیشتر بدوی، ترک کردن سختتر شود. آیا این مکانیزم تکاملی برای حفظ تلاش، در عشق به بیراهه نرفته است؟
راهکار:
این استعاره را بچرخان: قطاری که رفته، تو را روی سکو رها کرده؛ شاید ایستگاه فعلی، برای سوار شدن بر قطاری است که مقصدش با تو یکی است.