شمع و پروانه؛ وقتی میسوزی اما پروانهات پیدا نمیشود:
شبپرهها به نور عشق ندارند؛ پروانهی دور شمع در واقع سیستم ناوبریاش را با نور ماه تنظیم کرده و نور مصنوعی شمع آن را به مارپیچ مرگ میکشاند. هر چقدر بیشتر به شمع نزدیک میشود، مسیرش خطاتر میشود. پس «سوختن برای پروانه» یک اشتباه محاسباتی تکاملی است، نه عاشقانه. حالا چه کنیم؟ شاید باید از پروانه پرسید چرا دور آتش میچرخد.
راهکار:
این بیت را میشود معکوس خواند: شاید ما خودمان شمعِ کسی هستیم و او پروانهوار نگران ماست، فقط هنوز ندیدهایم. سوختن بیپروانه یعنی نوری که هنوز کسی متوجهش نشده؛ نه اینکه شعلهات بیارزش است.