عاشق شعر و ادبیات، اما عاشق مردی که حرف دلش را نمیزند:
در روانشناسی به کسی که نمیتواند هیجانش را با کلمات ابراز کند «الکسیتایمی» میگویند؛ نه اینکه احساس ندارد، بلکه مدار زبانیِ مغز و مرکز هیجانش هماهنگ نیست. پژوهشهای fMRI نشان میدهد این افراد هنگام حرف زدن درباره احساسات، همان ناحیهای فعال میشود که در درد فیزیکی فعال است. پس او واقعاً «حرف دلش را بلد نیست»، نه اینکه نمیخواهد بزند. جالبتر: شعر و ادبیات برای همین ساخته شدهاند؛ کلماتی که سکوت را بیان میکنند. آیا میشود زبان عشقِ بیکلام او را از دلِ شعر بیرون کشید؟
راهکار:
این متن را میشود از زاویه «زبانهای عشق» دید: کسی که حرف دلش را نمیزند لزوماً بیاحساس نیست؛ شاید زبان اصلیاش خدمت، وقت گذاشتن یا لمس باشد. شعر و ادبیات ذهن او را تغذیه میکند، ولی آن مرد از راه دیگری عشق میورزد. ادامهٔ طبیعی این متن میتواند کشف این باشد که بالاخره کدام «زبان» میان این دو پل میزند.