هیچ چیز به اندازه دیوانگی عاقلانه نیست:
تحقیقات عصبشناسی نشون میده مغز در حالت «عاشق شدن» دقیقاً همان مدارهایی رو فعال میکنه که در وسواس فکری و اعتیاد فعال هستند – یعنی عشق شدید از نظر زیستشناسی یک نوع «دیوانگی موقت» حساب میشه. جالب این که این حالت توانایی تصمیمگیری منطقی رو تا ۵۰٪ کاهش میده، اما در عوض خلاقیت و ریسکپذیری رو چند برابر میکنه. پس شاید این «دیوانگی» تنها راه برای دیدن زوایایی از زندگی باشه که عقلِ محافظهکار هرگز نشون نمیده. بهنظرتون ارزشش رو داره گاهی عاقلانه دیوونه شد؟
راهکار:
این جمله رو با یک مثال ملموس از زندگی روزمره همراه کن: «مثلاً وقتی برای رسیدن به رویایی که همه میگن محاله، شبها نخوابیدی، اون موقع دیوونگیات عاقلانهترین کار جهان بوده.»