صدام بزن دیمن سالواتور؛ عادت به رفتن آدمها:
روانشناسان به این حالت «بیحسی عاطفی» میگویند؛ وقتی مغز برای محافظت از خود، شدت واکنش به فقدانهای مکرر را کم میکند. در ادبیات سینمایی، شخصیت دیمن سالواتور دقیقاً نماد همین مکانیسم دفاعی است: زرهی از طنز تلخ روی زخمی که دیگر خونریزی نمیکند. مغز ما طوری طراحی شده که حتی به درد هم عادت کند؛ به آن خوگیری عصبی میگویند. اما آیا این عادت، آزادی است یا زندانی شدن در گذشته؟
راهکار:
شاید این جمله یعنی بهجای قربانیِ رفتنها بودن، تبدیل به کسی شدهای که رفتن را از قبل پیشبینی میکند تا غافلگیر نشود. دیمن سالواتور هم با طنز تلخش از آدمها فاصله میگرفت، اما در نهایت چیزی که نجاتش داد، پذیرفتن دوبارهی آدمها بود، نه عادت کردن به رفتنشان.