عادت به نبودن؛ چرا نمیتوانیم به دوست نداشتن عادت کنیم؟:
بر اساس پژوهشهای عصبشناختی، سوگِ عاطفی همان مسیرهای درد فیزیکی را در مغز فعال میکند؛ مغز اما از طریق عادتسازی، غیبت را به پسزمینه میبرد تا جان سالم ببرد. در مقابل، دوست داشتن بخشی از حافظهی خود-روایتی است؛ فراموشی عشق یعنی حذف نسخهای از خود. اگر روزی به بیمهری هم عادت کردیم، آیا خاطره را بایگانی کردهایم یا خودِ تازهای ساختهایم؟
راهکار:
این جمله را میتوان اینگونه بازخوانی کرد: مغز برای حفظ تعادل، غیبت را مثل صدای پسزمینهی تکراری عادیسازی میکند؛ اما «دوست داشتن» به روایت هویتی ما از رابطه گره خورده است. ترک عشق به معنای بازنویسی گذشته است، نه صرفاً پذیرش حال. شاید برای همین است که فاصله آسانتر از بیتفاوتی است.