گلهای روی دار: فریاد علیه بیعدالتی:
آیا میدانستید در روانشناسی اجتماعی، «ناهماهنگی شناختی» وقتی رخ میدهد که باور به عدالت الهی با واقعیت ظلم آشکار در تضاد میافتد؟ این جمله نمونهای از همین پارادوکس است: خدایی که «کجاست» در حالی که «گلها» جان میدهند. تحقیقات نشان میدهد این نوع پرسشهای سوگآلود، راهی برای حفظ انسجام ذهنی در برابر غیرقابل باورهاست. سوال به جامعه: آیا فریاد «خدا کجایی» یک طغیان است یا یک دعای ناامیدانه؟
راهکار:
این متن بیش از آنکه یک سوال باشد، فریادی نمادین از درد ناشی از بیعدالتی است. میتوان آن را به عنوان یک فراخوان برای یادآوری و ثبت تاریخ شفاهی این لحظهها بازنویسی کرد: «هر گل روی دار، یک نام دارد که نباید فراموش شود.»