ای کاش خورشید بودم و تو ماه؛ کنایه سنگین دلخوری:
در واقع خورشید و ماه همدیگر را میبینند؛ ماه بدون نور خورشید تاریک است. اگر تو خورشید شوی، هر شب صورت او را با نور خودت روشن میکنی؛ یعنی نهتنها نمیبینیاش، بلکه دلیل دیدهشدنش میشوی. در کسوف هم ماه دقیقاً از مقابل خورشید رد میشود و سایهاش روی زمین میافتد. پس این آرزو از نظر نجومی برعکس عمل میکند: تبدیل به منبع نور کسی میشوی که میخواهی فراموشش کنی.
راهکار:
نفرت از دیدن کسی اغلب یعنی او هنوز مرکز ثقل ذهن توست؛ ذهن بهجای فراموشی، آرزوی حذف فیزیکی میکند. در این جمله، انتخاب خورشید و ماه هم جالب است: دو جرم که در یک منظومه اسیر هماند و ماه بدون خورشید دیده نمیشود.