تست خواب: اگر بتوانی بخوابی، واقعاً بدبخت نیستی (جملهای از سلین):
جملهی سلین از نظر زیستعصبی یک حقیقت تلخ را رو میکند: محرومیت از خواب یکی از قدیمیترین روشهای شکنجه است و بیخوابی مزمن یکی از علائم اصلی افسردگی ماژور. جالب اینجاست که در مرحله REM خواب، مغز خاطرات دردناک را بدون ترشح هورمونهای استرس بازپخش میکند و به تدریج بار عاطفی آنها را کاهش میدهد. بنابراین توانایی خوابیدن نه فقط یک آسایش، که یک فرآیند ترمیم هیجانی شبانه است. اما یک تناقض: افراد مبتلا به افسردگی آتیپیک گاهی تا ۱۲ ساعت هم میخوابند و همچنان حس فلاکت دارند. پس شاید معیار سلین برای بدبختی «واقعی» دقیقتر از آن باشد که فکر میکنیم. سوال: اگر یک نفر بتواند بخوابد اما در خواب کابوس ببیند، باز هم همهچیز روبهراه است؟
راهکار:
این جمله مرز بین رنج واقعی و نمایش آن را تنها با یک پرسش ساده ترسیم میکند. خواب در این دیدگاه نه یک تجمل، که آخرین سنگر روان در برابر فروپاشی است. وقتی تمام سازوکارهای انکار و تحمل از کار میافتند، توانایی به خواب رفتن نشانهای از یک تعادل درونی پنهان است؛ گویی طبیعت به شما میگوید هنوز زندهاید. این نگاه را میتوان معیاری شخصی برای سنجش عمق بحرانهای خود در نظر گرفت.