سر زده مثل بارون شهریور؛ دعوت به یک عشق ناگهانی:
باران ناگهانی در شهریور، درست بعد از گرمای تابستان، یکی از قویترین محرکهای بویایی یعنی پتریکور را آزاد میکند: ترکیبی از روغنهای گیاهی خشکشده، خاک و ژئوسمین تولیدشده توسط باکتریهای اکتینوباکتر. نکته جالب اینجاست که مغز انسان ژئوسمین را در غلظتهای بسیار کم، تا چند بخش در تریلیون، تشخیص میدهد؛ حساسیتی بیشتر از حس بویایی کوسه نسبت به خون. این غافلگیری حسی معمولاً با ماندگارترین خاطرهها پیوند میخورد. شاید دعوت به آمدن سرزده، در واقع دعوت به ساختن یک خاطرهی حسی مشترک است.
راهکار:
باران سرزده وسط شهریور فقط خنکی نیست؛ همان بوی خاک بارانخورده (پتریکور) حس تازگی و پایان انتظار را در مغز فعال میکند. این جمله در واقع تجسم «غافلگیری خوشایند» است؛ چیزی که آدمها را بیشتر از برنامهریزیهای دقیق به هیجان میآورد.