............ کپشن 🖤..........
میخوای برگردم سئول؟ میخوای تو رو با عشقت تنها بذارم؟ پس من و بکش… برو جلوی چشمهای من ببوسش… اگه میخوای من و بکشی انقدر طولش نده، همین که لبهات رو لب یکی دیگه بذاری مرگ من و میبینی… قول میدم بعدش دیگه من و نبینی… برو ببوسش تا باور کنم، مال من نیستی…
توی یک متریش ایستاده بود و به چشمهای خیس از اشکش خیره شده بود، اولین قطرهی اشکش فرو ریخت و با بغض زمزمه کرد:
ببوسش تا بمیرم اوژنی…»
_کیم تهیونگ، دزیره
توی یک متریش ایستاده بود و به چشمهای خیس از اشکش خیره شده بود، اولین قطرهی اشکش فرو ریخت و با بغض زمزمه کرد:
ببوسش تا بمیرم اوژنی…»
_کیم تهیونگ، دزیره
مشابه: