جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب
اومدم با یه کتاب معرکه «کپشن چک بشه»

اومدم با یه کتاب معرکه «کپشن چک بشه»


تصور کن یه روز صبح، همه مردم شهر یهو شروع می‌کنن به سفید دیدن! 😳 یعنی یه سفیدِ مطلق و کورکننده که هیچی توش پیدا نیست. اولش فکر می‌کنن یه اتفاق موقتیه، ولی کم‌کم می‌فهمن که این یه «کوری سفید» مسریه و داره همه رو در بر می‌گیره.

دولت هم که قاطی کرده، سریع یه سری از اولین آدمایی که کور شدن رو قرنطینه می‌کنه و می‌فرستشون یه تیمارستان متروکه. 🏥 اونجا دیگه هیچ نظمی نیست، هیچ امیدی نیست، و آدم‌ها مجبورن برای بقا، برای پیدا کردن غذا، برای حفظ کمترین نشانه‌های انسانیت، دست و پا بزنن.

وسط این همه هرج و مرج و تاریکی، یه نفر هست که با وجود اینکه می‌بینه، خودش رو به کوری می‌زنه تا پیشِ عزیزانش بمونه. 💑 این زن، چشمِ حقیقت‌بینِ داستان می‌شه و از دلِ همون تاریکی مطلق، شاهدِ تمامِ بالا و پایین‌های روحِ انسانه.

کتاب «کوری» در واقع یه جور آزمایش فکریه که ساراماکو راه انداخته. می‌خواد ببینه وقتی تمامِ لایه‌های تمدن و نظم از بین بره، اون وقت چی از آدم‌ها باقی می‌مونه؟ شرف؟ حیوانت؟ عشق؟ یا فقط یه تلاشِ بی‌مورد برای زنده موندن؟ 🤔

خوندن این کتاب یه تجربه‌ی عمیق و شاید کمی ناراحت‌کننده باشه، ولی قطعاً ارزشش رو داره چون کتاب
«کوری» اثر ژوزه ساراماکو، فقط داستانِ آدم‌هایی نیست که ناگهان دیدن را از دست می‌دهند؛ داستانِ جامعه‌ای است که کم‌کم انسانیتش را گم می‌کند.
کتابی سنگین، متفاوت و فراموش‌نشدنی؛ از آن‌هایی که بعد از تمام شدنش، هنوز گوشه‌ای از ذهنت به خواندن ادامه می‌دهد. 🤍

مشابه: