آهنگ تنها پناهگاهه؛ چون قضاوت نمیکنن!
وقتی آن آهنگ خاص شروع میشد، همهچیز درونش فرو میریخت؛ گویی سالها فاصله در یک لحظه از میان برداشته میشد و دوباره همان آدمِ گمگشتهی گذشته میشد. کسی نمیدانست چرا دستهایش میلرزند یا چرا چشمانش بیصدا خیس میشوند؛ اما خودش خوب میدانست این فرارهای کوتاه از دنیا، تنها جایی است که میتواند گذشته را لمس کند.
با این حال بیشتر از همه به اون آهنگ گوش میدی با این که ناراحتت میکنه!
با این حال بیشتر از همه به اون آهنگ گوش میدی با این که ناراحتت میکنه!
مشابه: