آدم عاشق که میشہ دیگہ اون آدم سابق نمیشہ تا چشماشو میبینہ هے دستپاچہ میشہ انگارے میزنہ به سرش عاقل نمیشہ میدونے عاشق که میشے؛ مث یه تَوَهم جلو چشاتہ و دیوونہ میشے! تو که میدونے هیچکے مث من؛ نمیتونست آرومت کنہ... میدونے هیشکے... لعنت به اون که الان ماهتہ! لعنت به تو زیبای بی عاطفہ! لعنت به اونی که تو به خاطرش؛ منو یادت نمیاد... لعنت به اون که الان ماهتہ! لعنت به تو زیبای بی عاطفہ! لعنت به اونی که تو به خاطرش؛ منو یادت نمیاد... گفتے نمیزارے کسے توی دلت؛ جامو بگیره لعنت به اونکه بعدِ من؛ میتونہ دستاتو بگیره! رفتے نمیدونے هنوز؛ قلبم نگران تو میشہ... لعنت به هرکی بعدِ من؛ عاشق چشماے تو میشہ لعنت به اون که الان ماهتہ! لعنت به تو زیباے بے عاطفہ! لعنت به اونی که تو به خاطرش؛ منو یادت نمیاد... لعنت به اون که الان ماهتہ! لعنت به تو زیباے بے عاطفہ! لعنت به اون که تو به خاطرش؛ منو یادت نمیاد..