افسانه شیانگ فِی، دختر مسلمان چینی قرن هجدهم، کپشن
قرنها پیش در سرزمینهای غربی چین، دختری بود از طایفهی چینی مسلمان که او را «شیانگ فِی» میخواندند؛ یعنی بانوی خوشبو. زیبایی او زبانزد بود.
او همسری داشت از بزرگان سرزمینش؛ مردی که با کاروانهای تجاری در جادهٔ ابریشم سفر میکرد.
روزی لشکر امپراتور به سرزمین آنان حمله کرد. در آن حمله همسر شیانگ فی کشته شد و او را اسیر کردند و به شهر ممنوعه یعنی قصر بزرگ امپراتور بردند.
امپراتور برایش اتاقهایی به سبک سرزمین اویغورها ساخت، آشپز مخصوص آورد و مسجدی نزدیک کاخ بنا کرد تا او را راضی به ازدواج کند اما شیانگ فی همچنان او را پس زد. شیانگ فی شبها رو به غرب میایستاد و آوازهایی غمگین میخواند.
🔴 این افسانهی چینی معروف از دختری از طایفه اویغور است.
او همسری داشت از بزرگان سرزمینش؛ مردی که با کاروانهای تجاری در جادهٔ ابریشم سفر میکرد.
روزی لشکر امپراتور به سرزمین آنان حمله کرد. در آن حمله همسر شیانگ فی کشته شد و او را اسیر کردند و به شهر ممنوعه یعنی قصر بزرگ امپراتور بردند.
امپراتور برایش اتاقهایی به سبک سرزمین اویغورها ساخت، آشپز مخصوص آورد و مسجدی نزدیک کاخ بنا کرد تا او را راضی به ازدواج کند اما شیانگ فی همچنان او را پس زد. شیانگ فی شبها رو به غرب میایستاد و آوازهایی غمگین میخواند.
🔴 این افسانهی چینی معروف از دختری از طایفه اویغور است.
مشابه: