نوه آقا زهرا جان_____کپشن_____
روایت آتش نشان:وارد ساختمان شدیم. اتاق خواب دختر حضرت آقا بهشدت تخریب شده و به زیرزمین فرو ریخته بود. روز اول همراه همکاران، کارهایی از جمله خاموش کردن آتش و جستوجو برای یافتن پیکرها را انجام دادیم.»
وی ادامه داد: «نیمههای شب با ما تماس گرفتند و گفتند نوه آقا پیدا نشده است. من تصور میکردم وقتی میگویند نوه آقا، منظورشان یک جوان ۲۰ یا ۳۰ ساله است و کسی به ما نگفته بود که کودک است.»
سخنگوی سازمان آتشنشانی افزود: «همراه یکی از همکاران در زیرزمین مشغول جستوجو بودیم که ناگهان یک دست کوچک از زیر آوار دیدم. خدا شاهد است آن تصویر هنوز جلوی چشمم است.»
او ادامه داد: «به همکارم که بالاتر ایستاده بود گفتم: "من یک دست کوچک اینجا میبینم؛ مگر نگفتید یک جوان ۲۰ یا ۳۰ ساله است؟" آنجا بود که گفتند نه، یک کودک ۱۰ تا ۱۲ ماهه، حدود ۱۴ ماهه است.»
وی ادامه داد: «نیمههای شب با ما تماس گرفتند و گفتند نوه آقا پیدا نشده است. من تصور میکردم وقتی میگویند نوه آقا، منظورشان یک جوان ۲۰ یا ۳۰ ساله است و کسی به ما نگفته بود که کودک است.»
سخنگوی سازمان آتشنشانی افزود: «همراه یکی از همکاران در زیرزمین مشغول جستوجو بودیم که ناگهان یک دست کوچک از زیر آوار دیدم. خدا شاهد است آن تصویر هنوز جلوی چشمم است.»
او ادامه داد: «به همکارم که بالاتر ایستاده بود گفتم: "من یک دست کوچک اینجا میبینم؛ مگر نگفتید یک جوان ۲۰ یا ۳۰ ساله است؟" آنجا بود که گفتند نه، یک کودک ۱۰ تا ۱۲ ماهه، حدود ۱۴ ماهه است.»
مشابه: