جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب
داستان های کوتاه با قلم شبح شبگرد

داستان های کوتاه با قلم شبح شبگرد

مارنی توی خونه تنها بود.
اون از تنهایی خوشش نمیومد.
اون داستان های خوبی مینوشت.
اون بچه هارو نکشت.
اون زیبا بود.
اون با خون خودش مینوشت.
اون شکنجه شد.
اون دوستی نداشت.
اون گریه کرد.
اون خندید.
اون به اینه نگاه کرد.
اون اصلا وجود نداشت...