🟢شب های روشن _ فئودور داستایوفسکی
شب های روشن؛
مردی که ۱۱۳ بار اسم معشوق خود را آورد، درحالی که معشوقش حتی اسم او را نمیدانست.
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
من او را دوست ندارم ، چون فقط کسی را میتوانم دوست بدارم که آزاده باشد و احساسات مرا بفهمد و محترم بدارد.کسی را که نجیب باشد،زیرا خودم اینجورم.او لیاقت عشق مرا نداشت، خب ، او را به خدا میسپارم.
مردی که ۱۱۳ بار اسم معشوق خود را آورد، درحالی که معشوقش حتی اسم او را نمیدانست.
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
من او را دوست ندارم ، چون فقط کسی را میتوانم دوست بدارم که آزاده باشد و احساسات مرا بفهمد و محترم بدارد.کسی را که نجیب باشد،زیرا خودم اینجورم.او لیاقت عشق مرا نداشت، خب ، او را به خدا میسپارم.
مشابه: