رقص غریبانه༉‧₊˚🕯️🖤❀༉‧₊˚.*•°~:
وقتی دیدمش، حس کردم باران به زیبایی اش قسم می خورد، آن موهایه فر و موج دار از امواج دریا آرامشش بیشتر بود:)
صدایه زمزمه ی زیر لبی اش با صدای قطرات باران چنان ملودی ای ساخته بود که هر شنوایی ای را مبهوت می ساخت~
با آن دامن سیاه و قدم های منظمش چونان صحنه ای ساخته بود که می شد سال ها بدون خستگی و پلک زدن به آن خیره شد...
اما...
امان از چشم هایش....
چشم هایش.......!
صدایه زمزمه ی زیر لبی اش با صدای قطرات باران چنان ملودی ای ساخته بود که هر شنوایی ای را مبهوت می ساخت~
با آن دامن سیاه و قدم های منظمش چونان صحنه ای ساخته بود که می شد سال ها بدون خستگی و پلک زدن به آن خیره شد...
اما...
امان از چشم هایش....
چشم هایش.......!
مشابه: