ز هر افتادنی برخاستن هست مگر از اعتبار چشم و از دل💀:
درونم جنگ است...
نه بینِ خیر و شَر، بلکه بینِ [من و من]
بینِ کودکیام که هنوز عشق میخواهد،
و [بالغی] که یاد گرفته فقط دَوام بیاورد.
و در این میان نه [پناهی] هست،
نه آغوشی اَمن...
فقط سکوتی که همه چیز را در خودش میبلعد!
نه بینِ خیر و شَر، بلکه بینِ [من و من]
بینِ کودکیام که هنوز عشق میخواهد،
و [بالغی] که یاد گرفته فقط دَوام بیاورد.
و در این میان نه [پناهی] هست،
نه آغوشی اَمن...
فقط سکوتی که همه چیز را در خودش میبلعد!
مشابه: